15 داستان کوتاه، انگیزشی و الهام بخش

آخرین به روزرسانی 20 آذر 1400 زمان مطالعه 12 دقیقه / 355 بازدید

برایتان پیش آمده است که بی انگیزه باشید و ندانید کار درست دقیقا چیست؟ قطعا شده است! داستان های کوتاه و انگیزشی به شما کمک میکند تا انگیزه از دست رفته خود را بازیابی کنید و برای ادامه دادن و تلاش کردن، قدرت بگیرید. حکایت های آموزنده و کوتاه که اینجا آورده ایم، همگی جزو بهترین داستان های کوتاه پند آموز هستند و ما 15 تا از داستان های کوتاه و انگیزشی که ارزش خواندن را دارند، آورده ایم تا این حکایت های اخلاقی زیبا و آموزنده را بخوانید و جان دوباره ای برای ادامه زندگی بگیرید.

توجه داشته باشید که این 15 داستان، داستانهای کوتاه واقعی و آموزنده هستند و از بین بهترین داستان های کوتاه و آموزنده به وسیله کارشناسان نیمکده برای شما انتخاب شده اند، پس کم لطفی نکنید و چنانچه به حکایت های اخلاقی زیبا و آموزنده علاقه مندید، تا انتهای مطلب همراه ما باشید، چرا که مطمئنم همه این 15 داستان بسیار زیبا و کوتاه جزو بهترين داستان هاي كوتاه جهان هستند.

داستان های کوتاه و انگیزشی

همه گاهی اوقات کمی زندگی دچار شکست می شوند اما بهتر است به جای جستجو در اینترنت برای تصاویر گربه یا غرق کردن خود در غم هایتان یک داستان کوتاه انگیزشی بخوانید. ما بهترین داستان های پند آموز ، داستان های اموزنده واقعی و تخیلی را گرد هم آورده‌ ایم تا شما را از رکود بیرون بکشیم، لبخند بزنید و به شما الهام بخشد.


مطالب پربازدید؛ 10 داستان کوتاه، خواندنی، جالب و مفید


پس اگر به داستان های کوتاه و شگفت انگیز علاقه دارید یا حتی علاقه ای ندارید، این مطلب را بخوانید و مطمئن باشید که از خواندن این داستان های زیبا و با مفهوم به وجد خواهید آمد و آنها را برای اطرافیانتان نیز تعریف خواهید کرد! (حتما قسمت پیام اخلاقی این داستان های کوتاه و انگیزشی را با دقت و چندین و چند بار بخوانید)

1. داستان کوتاه درباره قضاوت اشتباه

پسر 24 ساله ای که از پنجره قطار بیرون را می دید فریاد زد … پدر، ببین درخت ها دارند پشت سر می روند! پدر لبخندی زد و زوج جوانی که در آن نزدیکی نشسته بودند، با ترحم به رفتار پسر 24 ساله نگاه کردند، ناگهان او دوباره فریاد زد … پدر، ببین ابرها با ما می دوند!

زن و شوهر نتوانستند مقاومت کنند و به پیرمرد گفتند: چرا پسرت را نزد یک دکتر خوب نمی بری؟ پیرمرد لبخندی زد و گفت: این کار را کردم و تازه از بیمارستان می‌ آییم، پسرم از بدو تولد نابینا بود، امروز چشمانش برای اولین بار می بینند. هر فردی در این سیاره داستانی دارد. قبل از اینکه واقعاً مردم را بشناسید قضاوت نکنید. حقیقت ممکن است شما را شگفت زده کند.

پیام اخلاقی : به هیچ عنوان کسی را قضاوت نکنیم.

2. مشکلات خود را از بین ببرید

الاغ مورد علاقه یک مرد به پرتگاهی عمیق می افتد. او هر چقدر هم که تلاش می کند، نمی تواند آن را بیرون بکشد. بنابراین تصمیم می گیرد آن را زنده به گور کند. خاک را از بالا روی الاغ می ریزد. الاغ که خاک را احساس می کند، خود را تکان می دهد و پا روی خاک می گذارد.

داستان های خیلی کوتاه انگیزشی

مرد خاک بیشتری می ریزد. ولی الاغ خود را تکان می دهد و بالا می رود. هرچه خاک بیشتر ریخته می شد، بالاتر می رفت. تا اینکه نزدیک ظهر، الاغ در مراتع سرسبز چرا می کرد. پس از تکان دادن زیاد (مشکلات) و بالا رفتن (آموزش از آنها)، در مراتع سبز چرا خواهید کرد!

پیام اخلاقی : آنقدر تلاش کنید و ایمان داشته باشید، تا سرانجام موفق شوید.

داستان های کوتاه و جذاب
داستان های کوتاه و جالب

5. یک ظرف بستنی

در روزهایی که قیمت یک بستنی بسیار کمتر بود، پسری 10 ساله وارد کافی شاپ هتل شد و پشت میز نشست. پیشخدمتی لیوان آب جلویش گذاشت. “یک بستنی چقدر است؟” پیشخدمت پاسخ داد: 50 سنت. پسر کوچک دستش را از جیبش بیرون آورد و تعدادی سکه ردر آن را شمرد.او پرسیدیک ظرف بستنی ساده چقدر است؟ . حالا عده ای منتظر میز بودند و پیشخدمت کمی بی حوصله بود.

او با بی حوصلگی گفت: 35 سنت. پسر کوچولو دوباره سکه ها را شمرد. او گفت: «من یک بستنی ساده می‌خورم. پیشخدمت بستنی را آورد، صورتحساب را روی میز گذاشت و رفت. پسر بستنی را تمام کرد، پول صندوقدار را داد و رفت. وقتی پیشخدمت برگشت، شروع به پاک کردن میز کرد و بعد چیزی را که دید که واقعا شوکه شد. بر روی میز، به طور منظم در کنار ظرف خالی، 15 سنت بود برای انعام!!!!!

پیام اخلاقی : مناعت طبع به سن و سال نیست؛ بعضی ها در زندگی روح بزرگی دارند.

 

حکایت های اخلاقی زیبا و آموزنده

8. ارزش

یک سخنران محبوب سمیناری را با در دست گرفتن یک اسکناس 20 دلاری آغاز کرد. 200 نفر جمع شده بودند تا صحبت های او را بشنوند. او پرسید: “چه کسی این اسکناس 20 دلاری را دوست دارد؟” 200 دست بالا رفت. او گفت: “من این 20 دلار را به یکی از شما می دهم، اما اول اجازه دهید این کار را انجام دهم.” اسکناس را مچاله کرد. سپس پرسید: “چه کسی هنوز آن را می خواهد؟” همه 200 دست هنوز بالا بودند.

داستان های اموزنده واقعی

او پاسخ داد: «خب، اگر این کار را بکنم چه؟» سپس اسکناس را روی زمین انداخت و با کفش هایش روی آن کوبید. او آن را برداشت و به جمعیت نشان داد. اسکناس همه مچاله و کثیف بود. “حالا چه کسی هنوز آن را می خواهد؟” هنوز همه دست ها بالا رفتند. “دوستان من، من به تازگی یک درس بسیار مهم را به شما نشان دادم. مهم نیست که من با پول چه کار کردم، شما همچنان آن را می خواستید زیرا از ارزش آن کاسته نشد و همچنان 20 دلار ارزش داشت.

پیام اخلاقی : زندگی بارها در زندگی ما را مچاله می کند و به خاک می اندازد. ما تصمیمات بدی می گیریم یا با شرایط بد برخورد می کنیم. ما احساس بی ارزشی می کنیم. اما مهم نیست چه اتفاقی افتاده یا چه خواهد شد، شما هرگز ارزش خود را از دست نخواهید داد. شما خاص هستید و نباید هرگز این را فراموش نکنید.

9.حساب بانکی ویژه

تصور کنید یک حساب بانکی دارید که هر روز صبح 86400 دلار واریز می کند. این حساب در پایان روز موجودی نخواهد داشت، به شما امکان میدهد که هیچ موجودی نقدی نداشته باشید و هر عصر هر بخشی از مبلغی را که در طول روز استفاده نکرده‌ اید، از بین می رود. شما چکار انجام میدهید؟! همه ما چنین بانکی داریم. نام آن زمان است. هر روز صبح، 86400 ثانیه به شما اعتبار می دهد.

هر شب هر زمانی را که عاقلانه از آن استفاده نکرده اید، به عنوان گمشده می نویسد. روز به روز تعادل ندارد. این اجازه اضافه برداشت را نمی دهد، بنابراین نمی توانید در مقابل خود وام بگیرید یا بیشتر از زمان خود استفاده کنید. هر روز، حساب تازه شروع می شود. هر شب یک زمان استفاده نشده را از بین می برد. اگر نتوانید از سپرده های آن روز استفاده کنید، این ضرر شماست و نمی توانید برای پس گرفتن آن درخواست تجدید نظر کنید.


فقط بالای 18 سال بخوانند ؛ مشهورترین قاتلان زنجیره ای جهان


هرگز زمان قرض وجود ندارد. شما نمی توانید به وقت خود یا در مقابل شخص دیگری وام بگیرید. زمانی که دارید، زمانی است که دارید و بس. مدیریت زمان با شماست که تصمیم می گیرید زمان را چگونه بگذرانید، همانطور که با پول تصمیم می گیرید که چگونه پول را خرج کنید. این موضوع هرگز این نیست که ما زمان کافی برای انجام کارها نداشته باشیم، بلکه مسئله این است که آیا می خواهیم آنها را انجام دهیم و در اولویت های ما قرار می گیرند.

پیام اخلاقی : مدیریت زمان با شماست که تصمیم می گیرید زمان را چگونه بگذرانید.

10. توقف ناپذیر

موسسه ای وجود دارد که یک مربی مشهور در آن کار می کند و به افرادی که اضافه وزن دارند، کمک می کند تا وزن خود را کاهش دهند. گاهی اوقات، نگرش آنها عالی نیست، اما بعضا، افراد حاضر در نمایش واقعاً شگفت انگیز هستند، مانند سارا.

داستان های بسیار زیبا و آموزنده

سارا یک آدم کوتاه قد است که فقط 120 سانت قد دارد. او در ابتدای سفر یک سخنران تغذیه در برنامه های تلویزیونی محلی بود، اما از خودش شرمنده بود. او نه تنها زندگی خود را صرف رسیدگی به قد کوتاه خود کرده بود، بلکه از دست خواهرش نیز رنج های زیادی را متحمل شده بود. او به غذا خوردن روی آورد و در زمانی که 37 ساله شد، بیش از 90 کیلوگرم وزن داشت.

هنگامی که او زمان خود را در موسسه شروع کرد، اولین چالش او بالا رفتن از پله‌ های یک آمفی تئاتر با وزن 90 کیلویی بود. پله ها از جلوی زانوهایش گذشت. اما او یک بار شکایت نکرد. او ادامه داد. کم کم همه اهالی تئاتر شروع به تماشای او کردند. وقتی به آخرین پله رسید، جمعیت او را تشویق کردند. مربی او 6 ماه پس از شروع رژیم غذایی و برنامه ورزشی به او این هدف را داد که یک نیمه ماراتن بدود.

سارا گفت نه و نیمه را اجرا نمی کرد. در عوض او یک ماراتن کامل را می خواست! مربی او توصیه کرد که از این کار خودداری شود زیرا برای بدن او بسیار سخت خواهد بود. او به دلیل قد کوتاهش باید گام های بیشتری بردارد. سارا اهمیتی نداد او کل ماراتن را دوید. او موفق شد تا بیش از نیمی از وزن بدن خود را کاهش دهد و مانند همیشه در رویای خود یک دونده شود.

پیام اخلاقی : رویای خود را دنبال کنید و نگذارید که محدودیت ها و حرف های دیگران شما را دلسرد کند.

11. داستان کوتاه درباره تلاش و کوشش

حکایت های آموزنده و کوتاه

فردی به نام آدرین براون وجود داشت که عاشق خوردن بود و کمی وسواس غذایی داشت. در بزرگسالی، او دو یخچال داشت که با مواد غذایی پر شده بود. او در حال حاضر اضافه وزن 80 کیلویی داشت که در هنگام مبارزه با سرطان سینه بیشتر هم شده بود.


پربازدیدترین مطلب سایت؛ وضعیت خواب در مورد شخصیت و سلامتی چه میگوید؟


آدرین در طول مبارزه با سرطان در مورد سلامتی خود جدی بود. آدرین با الهام از جنیفر گارنر در فیلم مستعار و مصمم به سالمتر بودن، 40 کیلوگرم در 1 سال با حذف غذاهای فرآوری شده و ورزش وزن کم کرد. او با کاهش مجدد وزن خود به اندازه 5 کلیوگرم، وزن خود را در کنترل گرفت و به همین دلیل این تلاش شایسته آن است که این حکایت جزو داستان های کوتاه و انگیزشی در این لیست 15 تایی نیمکده قرار بگیرد.

پیام اخلاقی : هر چیزی که ما را نکشد، قوی ترمان خواهد کرد.

12. وزن اشتباه بود

بهترین داستان های کوتاه و آموزنده

درو کری بیشتر دوران حرفه ای خود را در کانون توجهات گذرانده است. طرفداران این بازیگر کمدی او را به عنوان ستاره چاق شده به یاد می آورند. او با حضور در محل کار جدیدش به عنوان مجری یک برنامه تلویزیونی، که 37 کیلوگرم سبک تر است، دنبال کنندگان خود را شوکه کرد.

هیچ ترفند جادویی برای کاهش وزن او وجود نداشت. کری به روش قدیمی، با شمارش کالری ها و 45 دقیقه تمرین هوازی روی تردمیل، وزن خود را کاهش داد و این حکایت مطمئنا جزو داستان های خیلی کوتاه انگیزشی است.

پیام اخلاقی : لازم نیست جدیدترین مد روز را امتحان کنید. آنچه برای شما مناسب است را پیدا کنید و فقط به آن بچسبید. کم کم به اهدافتان خواهید رسید.

15. داستان انگیزشی خدا

مردی به بالای تپه ای رفت تا با خدا صحبت کند. مرد پرسید: خدایا، یک میلیون سال برای تو چیست؟ و خدا گفت: “یک دقیقه.” سپس مرد پرسید: “خوب، یک میلیون دلار برای شما چیست؟” و خدا گفت: یک پنی. سپس مرد پرسید: “خدایا… آیا می توانم یک پنی داشته باشم؟”و خدا گفت: بله حتما … باید یک دقیقه صبر کنی!!!! به نظر شما این حکایت یک داستان های بسیار زیبا و آموزنده نیست!!

پیام اخلاقی : (ندارد) واقعا دم خدا گرم!


نتیجه گیری نهایی تیم نیمکده

داستان های کوتاه انگیزشی به ما آدم ها کمک میکند تا روزمرگی را کنار بگذاریم و با خودمان کمی فکر کنیم و نکات آموزنده زیادی را در قالب داستان های کوتاه جالب و آموزنده یاد میگیریم. بعضی وقت ها یک داستان کوتاه جالب واقعی که به نظر برای بچه ها طراحی شده است و به ظاهر بدرد زندگی ما آدم بزرگ ها نمی خورد، چنان تغییراتی را در افراد به وجود می آورد که شاید یک کتاب روانشناسی قطور و مشهور نتواند همچین تحولاتی را در فرد ایجاد کند.

البته همین داستان های زیبا و آموزنده کوتاه را باید با دقت مطالعه کرد و خیلی ساده از جملاتی که گفته شده است، عبور نکرد، البته شاید حکایت کوتاه به زبان ساده بیان شده باشد، ولی مفهومی پشت آن است که حاصل یک عمر زندگی است و به نوعی داستان های کوتاه انگیزشی را میتوان تلنگری در زندگی دانست که میتواند روند زندگی ما را تغییر دهد! شما کدوم یکی از 15 داستان کوتاه انگیزشی رو بیشتر دوست داشتید؟

حتما در بخش زیر نظر بدید و همچنین هر سوال یا ابهامی در خصوص داستان های کوتاه و انگیزشی داشتید، در بخش ارسال دیدگاه ها بنویسید تا اگر سوال مناسبی برای این مقاله بود، سوال شما را با نام و مشخصات خودتون وارد محتوا کنیم!!!!!

مقالات مربوط
ارسال دیدگاه

4 thoughts on “15 داستان کوتاه، انگیزشی و الهام بخش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.